آرشیو موضوعات

نوازندگان ایرانی معروف گیتار

نوازندگان ایرانی گیتار

موسیقی شنیداری و تصویری

موسیقی شنیداری و تصویری
همه ما بدون شک موسیقی را ابزاری شنیداری محسوب میکنیم، یعنی ابزاری که از راه گوش و حس شنوایی منتقل میشود. این به دلیل عناصر سازنده موسیقی است که متشکل از نوانسهای مختلف صوتی و حالت هماهنگ آن برای گوش و در نهایت ذهن که مرکز تعقل و احساسات انسان است، لذت بخش خواهد بود.
این موضوع را یک قاعده کلی در نظر میگیریم که معمولا” بر قواعد کلی استثناهایی نیز وارد است. استثنا بر قاعده شنیداری بودن موسیقی، نقش دیدن و حس بینایی در درک بهتر موسیقی است. برای ما حداقل یکبار موقعیت دیدن کنسرت موسیقی پیش آمده و میدانیم تاثیری که از برنامه زنده موسیقی حاصل میشود بیشتر از شنیدن همان اجرا بصورت ضبط شده است.
در یک کنسرت علاوه بر عامل اصلی تاثیر گذاری که همان شنیدن برنامه موسیقی است، عامل دیگری که اغلب به حس بینایی مرتبط میشود مانند دیدن نوازنده در حین نوازندگی، دیدن ساز و طریقه صدادهی و تکنیکهای نوازندگی سازها، دیدن حضور مردم و تشویق های پس از اجرا و بطور کلی ارتباطی که نوازندگان و گروه اجرای موسیقی با مردم دارند، باعث می شود موسیقی تاثیر بیشتری بر فرد داشته باشد.
در اینجا لازم است به چند پرسش پاسخ داده شود. اول اینکه دلیل اثر بخشی عوامل تصویری و به عبارت دیگر، علت لذت بخش بودن دیدن کنسرت موسیقی چیست؟ هنگامی که موسیقی را در یک برنامه زنده میشنویم، ممکن است دیدن نوازنده در حین نوازندگی و ارتباطی که بین اعمال نوازنده بر روی ساز و اجرای موسیقی وجود دارد توجه ما را جلب کند؛ یعنی دیدن عمل نوازندگی، صرف نظر از اصوات حاصل از آن تاثیر گذار است؛ خصوصا” اینکه فرد شناخت کافی از اصول نواختن ساز داشته باشد و در مواردی که نوازنده قصد نشان دادن تکنیک و تسلط خود بر روی ساز را دارد و یا قطعه اجرایی از جمله قطعات مشکل برای آن ساز باشد میزان اثر بخشی عامل مذکور بیشتر خواهد بود.
دیگر اینکه هرگاه ما برای تماشای برنامه خود نوازنده یا خواننده مورد علاقه خود به کنسرت میرویم، بدون در نظر گرفتن نوع موسیقی و قطعاتی که قرار است بشنویم، دیدن برنامه خود نوازنده یا خواننده مورد علاقه مان نیز برای ما لذت بخش خواهد بود که این لذت با شنیدن اثر ضبط شده و غیر زنده مقدور نیست.
برای مثال، در کنسرت اخیری که با خوانندگی محمدرضا شجریان برگذار شد، اگر از اکثر کسانی که به تماشای این برنامه آمده بودند سئوال میشد انگیزه شما از آمدن به این کنسرت چیست در جواب میگفتند: “برای دیدن استاد شجریان”! یعنی انگیزه هیچ ارتباطی با عامل شنیداری موسیقی ندارد و صرف حضور در محلی که شخص مورد علاقه فرد نیز در آنجا حضور دارد و دیدن او در حین اجرای برنامه علت تهیه بلیت و کنسرت میباشد.
سئوال دوم راجع به این است که آیا حرکات خواننده یا نوازنده در حین اجرای برنامه تاثیری بر افزایش و جذب مخاطب خواهد داشت؟ در پاسخ باید دو نکته را در نظر داشت؛ اول، راجع به نوع مخاطب است؛ به عبارت دیگر برخی مخاطبین به موسیقی از بعد تفننی و یا به روز بودن آن نگاه و مانند یک کالای مصرفی که تاریخ مصرف شخصی دارد به موسیقی فکر میکنند، طبیعتا موسیقی از بعد فنی آن برای این دسته از افراد آنچنان اهمیتی ندارد و در نتیجه برای جذب چنین مخاطبانی (که درصد زیادی از بینندگان را تشکیل میدهند) میبایست از بعد کیفی و هنری موسیقی کاست و به جنبه های دیگر (که می تواند غیر موسیقایی هم باشد) افزود.
به همین علت است که موسیقی میتواند جنبه تجاری پیدا کند، یعنی میتوان از این وصف انعطاف پذیر موسیقی برای مردم که اغلب دید هنری و فنی به موسیقی ندارند، استفاده کرد که در نهایت خود این موضوع به نوعی باعث عدم پیشرفت هنر موسیقی و فرهنگ موسیقایی در جوامع میشود که پرداختن به این مبحث فرصت دیگری را میطلبد.
دوم اینکه، باید دید که تا چه اندازه افعال نوازنده یا خواننده در جهت اجرای موسیقی است، یعنی شخص صرفا حرکاتی را برای اجرای موسیقی انجام میدهد یا برای بالا بردن تاثیر جنبه های غیر شنیداری آن. در اینجا میتوان گفت به هر میزان که شخص سعی دارد در افزایش میزان دخالت ابعاد تصویری بر جنبه های صوتی و شنیداری موسیقی داشته باشد به همان اندازه، اجرای موسیقی از سطح کیفی کمتری برخوردار خواهد بود، به عبارت دیگر هرگاه موسیقی از لحاظ خصوصیت تصویری بودن آن مورد بررسی یا علت جذب مخاطب قرار گیرد ویژگی اصلی آن که “شنیداری بودن موسیقی است” کمرنگ خواهد شد، مگر آنکه ابعاد غیر شنیداری در جهت اجرای موسیقی باشد نه جذب مخاطب.
اگر این موارد را امروزه در موسیقی ایران بررسی کنیم متوجه میشویم که نسبت مذکور(نسبت شنیداری بودن موسیقی به تصویری بودن آن) رو به سوی خصوصیت دوم در حال افزایش است؛ یعنی برای اجرای موسیقی در ایران رفته رفته به عوامل بصری توجه بیشتری میشود.
این امر باعث شده که عده ای از نوازندگان یا خوانندگان، تیپ ها و حالات منحصر به فردی را از خود ابداع کنند و به جای ارائه سبک در موسیقی و توجه به محتوای موسیقی، نوع پوشش خاص یا حرکات خاصی (اعم از نوع نگاه کردن، طرز نشستن، حرکات دست یا استیل خاص در نوازندگی) را در حین اجرای برنامه به نمایش بگذارند.
شاید این موضوع در نگاه اول مشکل ساز نباشد یا بسیار ساده به نظر آید ولی با بررسی تبعات بوجود آمده از رشد چنین مواردی می توان گفت در صورت عدم رعایت تناسب بین این دو جنبه ویژگی های اصلی موسیقی رفته رفته طرفداران و مخاطبان جدی خود را از دست میدهد و دیگر اینکه سطح سلیقه عمومی و فرهنگ شنیداری موسیقی در بین مردم تنزل پیدا کرده و موسیقی در ایران به مانند یک کالای یکبار مصرف که دارای هیچگونه ماندگاری و ارزش هنری نیست، خواهد شد.
با توجه به موارد ذکر شده جای تعجب نیست که امروزه محتوای موسیقایی و جذابیتهای تصویری رابطه عکس دارند، یعنی هرچه موسیقی کم محتواتر میشد، موسیقیدانان سعی میکنند این کاستی را با حرکات نمایشی جبران کنند. این مشکل به حدی میرسد که نوازنده یا خواننده به قدری غرق در حرکات نمایشی میشود که در اجرای موسیقی هم دچار اشکال شده و مشکلاتی مانند فالشی صدا یا نوازندگی و گرفتگی های عضلانی پیدا میکند.
علی نجفی ملکی
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی گفتگوی هارمونیک

گیتار کلاسیک

گیتار کلاسیک

گیتار کلاسیک، سازی در ردهٔ سازهای زهی زخمه‌ای، که خود بخشی از خانوادهٔ سازهای زهی (Chordophone) است، قرار می‌گیرد. گیتار کلاسیک همچون پیانو، به نوازنده امکان اجرای اثرهایی با بافت کنترپوانتیک با ملودی‌های پیچیده و همچنین اثرهایی با بافت هارمونیک با توانایی اجرای چندین نت در یک زمان را می‌دهد. به همین دلیل این ساز، به عنوان سازی تک نواز (soloist)، شناخته شده است. گیتار کلاسیک به شکل استاندارد دارای شش سیم (سه سیم نایلونی برای نت‌های زیر و سه سیم فنری برای نت‌های باس) می‌باشد.

تاریخچه

گیتار کلاسیک دارای تاریخی کهن است که آغاز نامشخص و مبهمی دارد و در پیچ و تاب تاریخ گم شده است. اما آنچه که دانسته شده می‌باشد، این است که اجداد این آلت موسیقی در هزاره‌های اول و دوم قبل از میلاد در خاور نزدیک نواخته می‌شدند.

داستان‌هایی در مورد چگونگی هجرت اجداد گیتار از دربار هارون الرشید به سرزمین اندلس و شکوفایی آن در آنجا بارها بازگو شده است.

بسیاری بر این باورند که سرانجام، گیتار کلاسیک به شکل امروزی خود محصول تکامل یافتهٔ اروپا و به ویژه اسپانیا است.

اکثر گیتاریست های کلاسیک مطرح جهان اروپایی بوده اند.این واقعه تصادفی نیست.اروپا و به ویژه لندن به مثابه مهم ترین مقر دست اندر کاران گیتار بوده است.دیوید بدفورد و پیتر مکسول دیویس از جمله آهنگسازان انگلیسی بودند که این ساز را به انگلستان شناساندند و قطعات زیادی برای گیتار تصنیف کردند.

بخش‌های گیتار کلاسیک

ساختمان ساز

گیتار کلاسیک امروزی از ۶ تار و بدنه توخالی چوبی (تخته آوای سرو) ساخته می‌گردد. صفحه صدای این نوع گیتار معمولاً از چوب cedar یا spruce ساخته می‌شود که نوع cedar آن با صدای ظرف تر، گرم تری می‌باشد اما بلندی صدای کمتری دارد. چوب پشت و بغل‌های گیتار که باید با چوب نسبتاً سخت تری ساخته شود تا استحکام زیادی داشته باشد که عموماً از چوب rosewood یا چوب‌های دیگر که به استحکام بالایی داشته باشد استفاده می‌شود. صفحه انگشت گذاری نیز معمولاً از چوب ماهون یا rosewood استفاده می‌شود. بخش‌های بنیادی گیتار بدین شرح است :

  1. headstock: سردسته
  2. nut: خرک
  3. Machine heads: گوشی
  4. Frets: پرده
  5. Neck: گردن
  6. Heel: پاشنه
  7. Body: بدنه
  8. Bridge: پل
  9. Bottom deck: عرشه پایین
  10. Sound board: تخته آوا (بدنه)
  11. Body sides: پهلوی بدنه
  12. Sound hole، with rosette inlay: دایره خروج صدا و رزیت
  13. Strings: تارها
  14. Saddle or Bridge nut: زین
  15. Fretboard: تخته پرده

نوازندگان معروف

موسیقی سنتی ایرانی

موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سال‌ها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل‌گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

ردیف

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش‌هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.

گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی – میرزا عبدالله – آقا حسینقلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقا حسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند به صورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و… هستند. امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

دستگاه

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و شش آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

  • دستگاه شور
  • دستگاه سه‌گاه
  • دستگاه چهارگاه
  • دستگاه همایون
  • دستگاه ماهور
  • دستگاه نوا
  • دستگاه راست‌پنج‌گاه

آواز

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آن را دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست «ر» می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت «ر» گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) بازمی‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

  • آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
  • آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
  • آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
  • آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
  • آواز بیات کرد، متعلق به دستگاه شور (درجه پنجم)
  • آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)

 

تاریخچه موسیقی ایرانی

از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده‌است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن‌سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته‌است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و می‌دانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده‌است. ما به یاری باستان‌شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده‌است. در بخش‌های دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آن‌ها نگارگری شده‌است.

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان‌که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه به خوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی به خوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴–۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در دربارها داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که به عنوان “داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دربارها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲–۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابراین کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه ‘خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دربار امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً به دلیل تهاجم اعراب که موسیقی را به عنوان مسئله‌ای غیراخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش‌درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. به صورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶–۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید به صورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی‌دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تأثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه به صورت تکی همراهی کنند. به صورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و… مشخص می‌نمودند.

قبل از حمله مغول‌ها و اعراب، ملودی‌هائی که در آن نغمه هائی از “اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت‌کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها دربارهٔ خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

حکومت چندصدساله مغول‌ها در ایران و قتل و غارت و تجاوز مستمر آن‌ها باعث شد که به نوعی شادی هم از جامعه رخت بربندد. از آنجا که موسیقی به سبک سینه به سینه آموزش داده می شدو دستگاه‌ها و تجهیزات امروزی برای ضبط موسیقی وجود نداشت، متأسفانه طی چند صد سال ملودی‌های شاد فراموش شوند.

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود به عنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر به عنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً به صورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی به عنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز…)گواه این مدعاست.

احساس

برخی از ایرانیان موسیقی ایرانی را (که در آن استفاده از ریزپرده متداول است) در مقایسه با موسیقی غربی، غم‌انگیز توصیف می‌کنند. مصطفی کمال پورتراب معتقد است که از آنجا که موسیقی‌دان‌های غربی معاصر به واسطهٔ معتدل کردن نیم‌پرده‌ها گوششان چیزی جز دوازده نیم‌پردهٔ معمول در موسیقی کلاسیک را نشنیده، صدای ریزپرده‌ها را وحشی یا غم‌انگیز می‌یابند؛ اما کمال پورتراب این تصور که ریزپرده‌ها موسیقی را غم‌انگیز می‌کنند اشتباه می‌داند چرا که در موسیقی اروپایی (نظیر اپراها) هم موسیقی غم‌انگیز وجود دارد. با این حال موسیقی‌دانان نیز بر غم‌انگیز بودن بخشی عمده از موسیقی سنتی ایرانی تأیید می‌کنند و سه دلیل مهم برای آن ذکر می‌کنند: این که موسیقی ایرانی انعکاسی از تاریخ تراژیک ایران است، این که «غم» یکی از برترین احساس‌ها دانسته می‌شود و برخی موسیقی‌دان‌های غربی هم بسیاری از آثارشان غم‌انگیز است (مثلاً هیچ‌یک از سمفونی‌هایی که یوهانس برامس نوشته در گام ماژور نیستند)، و این که موسیقی ایرانی مبتنی بر اشعار ایرانی است و بسیار از اشعار ایرانی هم غم‌انگیز هستند.

سازها

  • نی
  • دف
  • تار
  • سه‌تار
  • دوتار
  • کمانچه
  • قیچک
  • قانون
  • شورانگیز
  • تمبک
  • چنگ
  • رباب
  • تنبور
  • سنتور
  • بربط
  • عود
  • دایره
  • ضرب
  • چگور
  • تمبیره
  • سرنا
  • دودوک (بالابان)
  • نی انبان
  • قره نی
  • دون علی
  • دوضاله یا دوزله
  • دهل
  • دمام
  • تاس
  • نقاره
  • زنگ
  • طبل
  • کرنا
  • کوس (ساز)
  • دیوان
  • هزارتار
  • چنگ
  • سنتور ایستاده
  • اِکتار (سازی تک سیمه)
  • و سایر سازهای مربوط به مناطق مختلف و محلی

موسیقی نواحی ایران

  • موسیقی کردی
  • موسیقی بلوچی
  • موسیقی ترکی آذربایجانی
  • موسیقی بختیاری
  • موسیقی جنوب ایران
  • موسیقی خراسانی
  • موسیقی گیلکی
  • موسیقی قزوین
  • موسیقی لرستان
  • موسیقی مازندران
  • موسیقی نمکدره‌ای
  • موسیقی همدان
  • موسیقی تالش
  • موسیقی بندری
  • موسیقی ایلامی
  • موسیقی قشقایی
  • موسیقی محلی فارس

معرفی ساز نی

ساز نی سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس نی که سراسر طول آن از هفت بند و شش گره تشکیل شده است ( به این دلیل این ساز را نی هفت بند نیز می گویند)
نی به قطرهای متفاوت از ۵/۱ تا ۳ سانتی متر و طولهای مختلف حدود ۳۰ تا ۷۰ سانتی متر ساخته شده، در تمام آنها، روی لوله کمی در قسمت پائین ۵ سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته، و در یک یا دو انتهای نی روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است، و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که من تواند لای دندانها قرار گیرد.
نی از انواع سازهای بی زبانه است.

هوا از طریق نفس نوازنده ار انتهای بالائی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ باز خارج می شود.بنابراین باز و بسته شدن سوراخ ها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده، طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم می شود.
این ساز را نمی توان کوک کرد.
یعنی کوک آنرا چنانکه در سازهای زهی با پیچاندن گوشی ها میسر است نمی توان تغییر داد. بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کردو از اینرو معمولا در نقش تکنوار ظاهر می شود.گاه اگر چه بسیار به ندرت که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند. ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوک ها مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند.
وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است، ولی میدان صدا یا کوک در سازهای مختلف تفاوت می کند.اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر به وسیله فشار هوا عملی است. به عبارت دیگر با دوبرابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقدیکی دو صدا است.
نی از دسته سازهای محلی است و تقریبا در تمام نقاط ایران معمول است. نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی تا اندازه ای از قطع شدن صدای ساز هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند.
توضیح آنکه در حین نواختن، هوا را از بینی به ریه و نیز به لپ ها داخل کرده ذخیره می کنند و این هوا را به تدریج به درون لوله می فرستند.
نی کامل دارای هفت سوراخ است و معمولا آن را هفت بند می گویند. عدد هفت یکی از اعداد مقدس بابلیهاست و نزد قدما عدد کامل بوده است.بابلیها به علم نجوم اهمیت بسیار می دادند، علوم آنها با اعقاید دینی آمیخته بود و تصور می کردند عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل و آفتاب و ماه از مظاهر خدایانند، و از هفت روز هفته هر روز را به ستایش یکی از خدایان اختصاص داده بودند.